ميللي حاقلارين يولوندا موباريزه ائتمه نين موختليف يؤنلري، يؤنتملري واردير. زامانينا، داخيلي و خاريجي شرطلره گؤره، سيلاهلي ساواشدان توتموش دئموکراتيک توتوم سرگيله مه نين تورلو يوللاريندان فايدالنماغا قدر ميللي موباريزه نين ميقياسي مؤوجوددور. آنجاق مودئرن دونيا بير چوخ انگللري اورتادان قالديرير. دونياني قاپسايان مودئرنيته نين دالغالاري ميلتلره تمل هاق و اؤزوگورلوک تانيماقدادير. چاغيميزدا ميللي موباريزه يه دستک اولاجاق بير چوخ ائورنسَل (جاهانشومول) ايمکانلار واردير. بو ايمکانلاري دوغرو- دوروست قوللانما زامان آخيشي ايچينده ميللي ائنئرژي بيريکيمي ساغلايا بيلر.
ادامه مطلب
مبارزه در راه احقاق حق و حقوق ملی، راه و روش و جهت های مختلفی دارد که با در نظر گرفتن عنصر زمان، شرایط داخلی و خارجی، مبارزه ملی آذربایجان از مبارزه مسلحانه گرفته تا موضع گیری دموکراتیک قابل درک است. اما دنیای مدرن بسیاری از کمبودها را از میان برداشته است. امواج دنیاگیر مدرنیته حق و حقوق بنیادی و آزادی ملل را به ارمغان آورده است. همچنین در دنیای معاصر امکانات جهانشمول بسیاری برای کمک به مبارزه ملی فراهم شده است. استفاده به جا و عقلانی از امکانات مذکور در سیر زمان میتواند ذخیره انرژی ملی به بار بیاورد.
به موضوع روز تبدیل شدن خواستهای ملی در ایام برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری اسلامی دیگر تبدیل به مسأله عام شده است. زیرا مسأله ملی تا حدی گسترش یافته است که نامزدهای انتخابات با استفاده از حساسیت موجود ملل سعی در گرفتن آرا با دادن شعارهای دروغین و مقطعی دارند. در این میان حرکت ملی نیز بایستی از امکانات موجود به نفع خویش بهره مند گردد.
ادامه مطلب
آفتاب: تولید فیلم مستند تبلیغاتی اکبر اعلمی کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به نام «میکروفونش راخاموش کنید» به پایان رسید.
به گزارش سرویس سیاسی آفتاب، این فیلم مستند که توسط بابک مینقی و مهدی شیرین کارگردانی شده است با نگاهی به سخنرانیها و تذکرات اکبر اعلمی در دو دوره نمایندگی خود در مجلس شورای اسلامی در دوره ششم و دوره هفتم تهیه شده است.
بر اساس این گزارش، مهدی شیرین در رابطه با این فیلم گفت: «تهیه این فیلم کار سختی بود و مسئولیت سنگینی بود که برعهده ما گذاشته شده بود. ما با توجه به زمان اندک خود برای این کار و همچنین با توجه به پایین بودن راشهای ارائه شده توسط مجلس، تلاش کردیم که مستند قابل قبولی را ارائه نماییم تا همه بتوانند شناخت مناسبی از کاندیدایی داشته باشند که تمام تریبونهای آن بسته شده است».
بابک مینقی نیز در رابطه با این مستند گفت: «در تدوین فیلم به این نتیجه رسیدیم که هیچ چیز بهتر از سخنرانیهای خود دکتر اعلمی برای شناساندن کاراکتر سیاسی وی مناسب نیست و به همین خاطر در این فیلم فقط از سخنرانیها و تذکرات ایشان در مجلس بهره گرفتیم تا بتوانیم شخصیت سیاسی و اجتماعی اعلمی را نشان دهیم».
حامد ایمان، تهیه کننده این فیلم، در رابطه با انتخاب نام فیلم گفت: «نام فیلم از سخنرانیهای دکتر اعلمی در مجلس گرفته شده است. بارها در حین سخنرانیهای اعلمی در مجلس اتفاق افتاده است که رئیس و نایب رئیس مجلس دستور داده است که میکروفون اعلمی را در حین سخنرانی خاموش کنند تا صدای او به گوش نرسد و ما این عنوان را مناسب این فیلم تشخیص دادیم چرا که نه تنها در مجلس که در اکثر سخنرانیهای اعلمی میکروفون او را قطع می کنند و نام این فیلم با شخصیت سیاسی اعلمی یک همبستگی عمیقی دارد».
گفتنی است که مدت این فیلم نزدیک به 70 دقیقه است و به زودی منتشر خواهد شد.
من بعنوان یک ملی گرای ترک اعلمی را وقتی که شعر شهریار را در مجلس شورای اسلامی قرائت میکرد به خاطر سپردم. زیرا با چنان شوق و با چنان انرژی درونی این شعر را میخواند که موهای شنونده را سیخ- سیخ میکرد. در حقیقت این فریاد اعلمی ادامه مبارزه ملی و بر حق ملت ترک در لانه شوینیزم بود. یعنی چنین باید ادراک کرد. مشاهده کردیم که چسان فریاد پر طنین اعلمی از رئییس مجلس گرفته تا دیگر تمثیلگران نژادپرستان آریایی را بترس و واهمه انداخته بود. بدین ترتیب اعلمی با اشعار اعتراضی شهریار در خاطره های شنوندگان حک شد، جای قابل توجهی برای خود باز کرد.
ادامه مطلب
گونتای گنجالپ:
هر روز که میگذرد شاهد بیانات بیشتر آذربایجان محوری دکتر اعلمی میشویم. اعلمی به وضوح اعلام میکند که بزرگترین تشکیلات حامی من آذربایجان می باشد. دکتر اعلمی روز به روز بر گفتمانهای آدربایجان محوری خود تأکید میکند و متناسب با این رفتارهای سیاسی او ملت ترک در سراسر ایران، به خصوص در آذربایجان اعلمی را دوست نزدیک خود می شمارد. روز به روز محبوبیت اعلمی در آذربایجان افزایش می یابد.
چنین به نظر می رسد که اعلمی با این گفتمان خود می تواند بزرگترین فرصت نهضت ملی آذربایجان باشد. نهضت هویت طلبی ترک گرایی چگونه می تواند به شکل مدرن و سیویل از این فرصت تاریخی استفاده کند. زیرا تا به حال هیچ نامزد ریاست جمهوری همچون اعلمی بر خواستهای آذربایجان تأکید نکرده است. با عجین شدن شخصیت اعلمی با خواستهای ملی ملت ترک و دیگر اقوام مرحله بسیار نوینی می تواند در نهضت ملی ملت ترک در ایران و به ویژه در آدربایجان به صحنه ظهور در آید. اعلمی باید بداند که با این گفتمانهای جسور و عدالتخواهانه خود ملت ترک آذربایجان همواره پشتوانه او خواهد بود. زیرا اعلمی خود را وارث میراث معنوی ستارخان و خیابانی میشمارد. بدین دلیل بیعدالتی در حق اعلمی با این روند بیعدالتی و ستم بر علیه تاریخ ملت ترک آذربایجان خواهد بود. روشنفکران و پیشگامان آذربایجان باید به گفتمانهای اعلمی توجه کنند. زیرا اعلمی نیز از بطن این تاریخ، از بطن این ملت بر آمده است. به احتمال زیاد در روزهای آینده تجربه های بسیار زیادی در تمثال فعالیتهای اعلمی کسب خواهیم کرد. اعلمی در عرصه مبارزه نباید تنها باشد. اراده ملی همه ترکان و اقوام دیگر ساکن ایران باید پشتوانه اعلمی گردد.
اعلمی به فعالیتهای تبلیغاتی خود کلید استارت زده و قبل از هر چیزی مناطق آذربایجان را برای سفرهای استانی خود انتخاب کرده است. نطقهای او در ارومیه و سولدوز (نقده) موجب غلیان احساسات ملی شده است. وی در جریان سفر به این شهرها، به طور صریح از ستم ملی و تبعیض اقتصادی علیه ترکها سخن رانده است. از موانع موجود بر سر راه عملی شدن اصلهای 15 و 19 – که حق تحصیل به زبان مادری را به رسمیت میشناسد- بحث کرده است. به عقیده اکبر اعلمی همان موانعی که سد راه عملی شدن اصول مذکور بودند، امروز جهت بدست آوردن آرا، اقدام به مطرح کردن چنین شعارهایی میکنند؛ در حالی که خود اعلمی بنا بگفته خودش در دوران نمایندگیش جهت عملی شدن این اصول تمام تلاشش را کرده است. به نظر اعلمی امروزه تمامی امکانات اقتصادی کشور در دست مافیایی است که تعدادشان از 200 نفر تجاوز نمیکند. مهمتر اینکه، آذربایجانیان از حق تحصیل به زبان مادری محروم شدهاند. سیر حوادث، آقای اعلمی را با این گفتمان مطرح شده به مردم نزدیکتر میکند و روز به روز او از جایگاه خوبی نزد مردم بهرهمند میشود. در صورتی که اعلمی کمپین تبلیغاتی خود را با این منوال پیش ببرد، بیشک در مدت بسیار کوتاهی تبدیل به شخصیت بزرگ و عزیز تمام اقوام، ترکها و خصوصا آذربایجانیان خواهد شد. با توجه به اینکه صلاحیت او در نمایندگی مجلس اخیر تأیید نشد، امکان رد صلاحیت او در این انتخابات نیز وجود دارد. در صورت عدم تأیید صلاحیت اعلمی چه اتفاقاتی میتواند رخ بدهد؟
آقای اعلمی که افکارشان را در خصوص مسأله ملی تقویت میکنند، هر روز گامی به اهداف ملی ترکها نزدیکتر شده و هر روز به تعداد حامیان هویت طلب اعلمی افزوده میشود. اعلمی میتواند به رمز اراده ملی مشترک تبدیل بشود. در این حال آذربایجانیان و به احتمال زیاد اقوام دیگر، به بیعدالتیهای مرکز نشینان نسبت به اعلمی لاقید نخواهند ماند.
سایت حکومتی حزب ایران:
همزمان با اولین سخنرانی اکبر اعلمی در ارومیه وی بصورت تلفنی به دادگاه احضار شد. روزی که آقای اعلمی برای ایراد سخنرانی در ارومیه عازم این شهر بود یکی از بازپرسان دادسرای کارکنان دولت با ایشان تلفنی تماس گرفته و از او می خواهد که پس از بازگشت از ارومیه خود را به دادگاه معرفی کنند. آقای اعلمی از بازپرس مذکور موضوع اتهام را سوال می کند و بازپرس یاد شده می گوید موضوع مربوط به شکایت سپاه و فرزند یکی از مقامات سابق استانداری آذربایجانشرقی است که سال گذشته علیه شما مطرح شده است. پس از پیگیری های لازم مشخص شد که هردو شکایت مربوط به انجام وظایف نمایندگی اعلمی و دفاع ایشان از حقوق ملت بوده است که حدود 15 ماه قبل در دادسرای کارکنان دولت مطرح و پس از حضور آقای اعلمی در دادسرا و ادای توضیحات لازم مسکوت باقی مانده بود. نکته در خور توجه دیگر همزمانی این احضار تلفنی و اولین سخنرانی اعلمی در ارومیه می باشد. گفتنی است که یکی از پرونده ها مربوط به سوال اعلمی از وزرای کشور و دفاع در مورد عملکرد بسیج و سپاه در جریان اعتراضات مردم آذربایجان است و دیگری مربوط به پیگری پرونده ی ربوده شدن یک دختر توسط اشرار و سوال از وزیر کشور در این مورد است.
«در فلسطین وقتی ۲ نفر کشته می شود٬... اینها دنیا را به هم می ریزند که در فلسطین چنین و چنان شد٬... در قانون اساسی سیاست خارجی کشور بر اساس عدم دخالت در امور داخلی ملتها تببین شده است. خود شما در اینجا در سولدوز ۴ نفر را می کشید و نمی گذارید که صدای کسی در آید. در مشگین شهر یک نفر را کشتید. در تبریز با تفنگ ساچمه ای دو چشم جوانی را کور کردید»
اورمونیوز(۱۸ اردیبهشت ۱٣٨۸):
دکتر اکبراعلمی یکی از کاندیداهای دهمین دوره ریاست جمهوری که با بایکوت شدید رسانه ای جناحین موسوم به اصولگرا و اصلاح طلب مرکزگرا مواجه است، در شهرهای آذربایجان مورد استقبال گرم طبقات مختلف ملت به خصوص فعالان آذربایجانی قرار می گیرد.
او در آستانه ثبت نام خود گفته است: «صلاحیت مرا ملت تعیین می کند نه قدرت سیاسی٬ من نیازی به حمایت هیچ گروه و حزبی ندارم که در دوره انتخابات می رویند و به عوض اینکه متکی بر مردم باشند قندیل قدرت سیاسی هستند. من با تکیه بر قدرت مردم به صحنه آمده ام و تنها تشکیلات سیاسی که از بنده حمایت میکند، آذربایجان است. ما به امید خدا و با تکیه بر این تشکیلات پر قدرت مردم، با تمام توان به پیش خواهیم رفت و هر آنچه که مانع از حرکت ما در این مسیر شود در برابر مردم پاسخگو خواهد بود و هزینه آنرا نیز بر عهده خواهد گرفت.»
ادامه مطلب
بیانیه اعلام نامزدی اکبر اعلمی در دهمین انتخابات ریاست جمهوری
« ان الله يأمركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها »
در سال 1357 انقلابی در ایران بوقوع پیوست تا با ریشه کن کردن اختناق و استبداد و میوه نامشروع آن یعنی قدرت مطلقه ،شهد آزادی و جمهوریت را به کام مردم بچشاند و به مدد معنویت و ارزش های اسلامی ،عزّت و کرامت انسانی را که به حاشیه رانده شده بود وارد متن نماید و بدینوسیله امکان و زمینه حاکمیت انسان بر سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود را فراهم سازد. اکنون سه دهه از انقلاب می گذرد و ما تنها شاهد فربه تر شدن قدرت و انتقال آن از یک طبقه به طبقه دیگریم بدون آنکه عملا در ساختار و شیوه توزیع قدرت و نظارت بر آن تغییر بنیادی حاصل شده باشد. لذا به موازات تمرکز هرچه بیشتر قدرت غیر پاسخگو و فربه تر شدن آن ،میل به مرید پروری وسرسپرده کردن مردم و برخورد قهری با هرگونه منتقد و معترض برخی از قدرتها در حال افزایش است که نتیجه آن از یکسو نهادینه شدن فرهنگ تملق و چاپلوسی بصورت سلوک و رفتار ایرانی ،بازتولید ناهنجاری ها و فساد در اشکال مختلف آن ، عمیقتر شدن شکاف طبقاتی ،توسعه و ترویج خرافه پرستی و تحمیق مردم ،دخالت در حوزه دین و اندیشه و استفاده ابزاری از مذهب و باورهای دینی برای توجیه و تحکیم قدرت ،تحدید حقوق اجتماعی و شهروندی و حقوق بشر به شیوه های گوناگون و به چالش کشیدن حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود با توسل به بدعتی بنام نظارت استصوابی و منزوی ساختن نخبگان جامعه و فرزندان اصلی و وفاداران به آرمان های اصیل انقلاب ،میلیتاریزه کردن کشور و جیره بندی جمهوریت و آزادی در وجوه مختلف آن به عنوان دو رکن اصلی دستاوردهای انقلاب آنهم به بهانه دفاع از نظام و جلوگیری از به مخاطره افتادن امنیت ملی و اشتیاق هرچه بیشتر برای انجام ماجراجوئی های مخلّ امنیت وازدیگرسو دایه مهربانتر از مادر شدن برای دیگران در حالیکه چنین دغدغه ای برای تامین رضایت میلیون ها تن از هموطنان داخل و خارج از کشور وجود ندارد، با گسترش نارضایتی ها دربرخی عرصه ها در داخل کشور و کاهش اعتبار و منزلت ملت ایران در خارج از مرزهای کشورمان مواجه می باشیم که برآیند این همه معطوف به درجا زدن در مرحله امنیت ،تضییع سرمایه های ملی ،تبدیل فرصت ها به تهدیدات و ناامید کردن ملت از انجام هرگونه اصلاحات است.
گرچه در سال 1376 تب اصلاحات با هدف تغییر و استیفاء حقوق ملت ،سراسر ايران را شعله ور ساخته و به هیات حاکمه نیز این فرصت را داد تا با تن دادن به پاره ای از اصلاحات ساختاری و روبنائی مانوس با آرمانهای موعود انقلاب ،مردم و بویژه طیف خاموش جامعه را دوباره با نظام حاکم آشتی داده و امید و نشاط را بر جامعه حاکم سازد، لیکن کارشکنی و مقاومت قدرت های خودکامه و ناکارآمدی و عدم کفایت دولت موسوم به اصلاحات و فرصت سوزی هائی که صورت گرفت و خصوصا مصادره شدن خیزش مدنی و اصلاح طلبانه مردم بنام یک جریان زیاده خواه و میراث خوار ، این بار نیز مانند مشروطه حرکت اصلاح طلبانه زمین گیر شده و برای چندمین بارمردم ایران را در کام گرفتن از یک فرصت تاریخی محروم ساخت. با این وصف ملت ایران برای تعیین مسیر سرنوشت خود و تغییر وضع نامطلوب به وضع مطلوب ،همچنان تشنه فروریختن مرزهای غیر قانونی قدرت های متمرکز و غیر قابل نظارت می باشد.
البته قانون اساسی موجود ،تغییرات اساسی در ساختار قدرت را بر نمی تابد اما در همین قانون منافذ و مجاری و ظرفیت هائی برای اصلاح امور وجود دارد که در صورت شناخت و بهره گیری مناسب از آن با حداقل امکانات نیز می توان تغییرات حداکثری را برای تامین رضایتمندی مردم ایجاد نمود. لیکن اصلاح امور در وهله نخست مستلزم آگاهی از واقعیت های ساختار قدرت و توزیع نامتعادل آن و شناخت مجاری و ظرفیت های قانونی مورد اشاره می باشد.
وانگهی اعتماد به خود و راهی که در پیش روست نخستین شرط پذیرفتن مسئولیت ها و تغییرات بزرگ است. قهرا مردان کوچک و مرعوب هرگز نمی توانند بانی و معمار تغییرات بزرگ باشند. تاریخ نشان داده است که تغییرات بزرگ به مردان بزرگ با عزم و اراده پولادین نیازمند است.
بزرگترین تفاوت مردان بزرگ با کوچک مردان در این است که مردان کوچک به مظلوم نمائی روی می آورند و مردان بزرگ در برابر ظالم می ایستند و حق مظلوم را مطالبه می کنند.
مردان بزرگ اراده می کنند و مردان کوچک تنها به آرزو کردن اکتفا می نمایند، مردان بزرگ چون دیگران بر زمین میافتند اما با تکیه بر عزم و اراده پولادین خود دوباره بر میخیزند ،در حالی که مردان کوچک از دلهرهی زمین خوردن ،پیوسته زمین گیرند. مردان بزرگ، بگونه ای زندگی میکنند که شرمسار خود نباشند و اگر مرگ آنان فرارسیده باشد ایستاده میمیرند تا مرگ را شرمسار خود سازند در حالی که مردان کوچک تنها میمیرند و شرمندگی را برزبان جاری می سازند. مردان بزرگ، در سراندیشههایی شکوفا و بالنده میپرورانند و در مسیر تحقق آنها، سبکبال و استوار گام برمیدارند و عاقبت ﺗﺎرﻳـﺦ را ﺷﻜﻮه می بخشند. در حالی که مردان کوچک، تنها به شکست و پیامدهای ناشی از آن میاندیشند.
اگر خدا یاری نماید می توان اراده کرد ، اندیشه های شکوفا و بالنده در سر پرورانید و در مسیر تحقق آنها گام برداشته و لاجرم تاریخ را شکوه بخشید و مرگ را هم شرمسار خود ساخت.
نظر باینکه کمی بیشتر از یک قرن پیش مشروطه به عنوان نقطه عطف تغییر و وادار کردن هیات حاکمه به قبول اراده ملت و سرآغاز توزیع قدرت و قانونگذاری و حاکمیت از تهران شروع شد و در نیمه های راه با پا پس گذاشتن تهران و زمین گیر شدن مشروطه ،مردانی چون سردار ملی و سالار ملی در همین خطّه حرکت نیمه کاره تهران را به سرانجام رسانده و مشروطه را جلا دادند ،بیاری و توکل به خداوند اکنون بنده نیز از همین نقطه نامزدی خود برای شرکت در دهمین انتخابات ریاست جمهوری را اعلام می کنم تا در صورت حمایت ملت ایران در یک حرکت کاملا مدنی و با استفاده حداکثری از ظرفیت های حداقلی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آرمان های فراموش شده نخستین انقلاب و تغییرات و تمنیّات اصلاح طلبانه مردم ایران که در دولت های پیشین فلج و زمین گیر شده است را به سرمنزل مقصود برسانم.
شخصا بر این باورم که این آرزو زمانی رنگ واقعیت بخود خواهد گرفت که مردم عزم خود را برای اصلاح امور و انجام تغییرات اساسی جزم کرده و به حمایت از کسانی برخیزند که عمل و کارنامه آنها معرف عزم و توانمندی آنها برای ایجاد تغییرات دلخواه است و چه زیبا فرموده است که "ان الله لا یغیرّ مابقوم حتی یغیّروا ما بانفسهم"

